بهار
۱۳٩۱/٢/۱٠
مقاله -آرمان شهر از دیدگاه مکاتب و فلاسفه ... نظرات() 
آ

آرمان شهر، با نام های گوناگونی چون: مدینه فاضله، ناکجا آباد، شهر خدا، جامعه  توحیدی و در اصطلاح غربی ها «اتوپیا (Utopia)»،1 به جامعه آرمانی و ایده آل انسان  گفته می شود و ویژه مکانی خاص نیست و در واقع، هر جایی است که در آن، همه مردم، با  نیک بختی و سعادت در کنار یکدیگر، در صلح و آرامش به سر می برند و در آن جا از ظلم  و فساد، اثری نیست.

امّا باید دید که این اندیشه، از چه زمانی شروع شده و چگونه بشر می تواند به آرزوی  خود ـ  که داشتن چنین جامعه ای است ـ دست یابد.

عدّه ای، آغاز هبوط2 انسان از بهشت را، آغاز تفکّر آرمان گرایی می دانند؛ زیرا آدمی  از همان زمان، در آرزوی بازگشت به بهشت موعود بوده است.

در آرمان ایرانیان باستان، خداوند به پادشاهی، نیکوکردار، مقام فَرَّه ایزدی (توفیق  خدایی/ فرخندگی) می بخشد و پادشاه برگزیده حق، در این مقام، ظلم را در زمین، محو و  نابود می کند و عدالت را برای همگان به ارمغان می آورد.

این طرز اندیشه، در سیر تحوّل تاریخ، در تفکّر ادیان توحیدی، به عالی ترین آرمان،  مبدّل شد. با این توصیف، گویا بشر از ابتدا، هر زمان که ناملایمات و جنگ و دشمنی،  زندگی اش را به تلاطم می انداخت، با پناه بردن به آرزو و آرمان، در تخیل خود،  جامعه آرمانی و ایده آل خود را ترسیم می کرده است.

افلاطون، نخستین فیلسوفی است که مسئله ایجاد «مدینه فاضله» را مطرح کرده است. وی  معتقد بود که حکمت و عدالت اجتماعی، دو اصل بسیار مهم و زیربنایی مدینه فاضله است. به اعتقاد وی، کسب فضیلت و کمال، متناسب با میزان استعداد و تلاش هر فرد است. در  مدینه فاضله، جوانانی که اداره جامعه را در دست می گیرند، باید عدالت خواه و عاقل و  عالم و پرهیزگار باشند.

آرمان شهر از دیدگاه متفکّران مسلمان

فارابی، اوّلین متفکّر مسلمان است که با تلفیق نظریات ایرانیان باستان و افلاطون و  ارسطو و آموز ه های اسلام، به تفصیل، به موضوع مدینه فاضله پرداخته است.

اساس و زیربنای مدینه فاضله فارابی، پرداختن به امور معنوی، عدالت خواهی، پرهیز از  همه بدی ها و خصوصاً ظلم است.

رئیس مدینه فاضله وی، شخصی عالم به همه علوم و معارف و حقایق است که راه های سعادت  را از طریق وحی و الهام و عقل، درمی یابد و با ایجاد وحدت بین مردم و رفع بدی ها،  آنان را به سعادت حقیقی در دنیا و آخرت می رسانَد.

در آرمان شهر فارابی، همه صاحبان حرفه ها، تحت ریاست عالم ترین فرد آن حرفه قرار  می گیرند و متصدّی هر کاری باید شایستگی و توان انجام دادن آن کار را داشته باشد.

اصولاً در تفکّر اسلامی، سعادت جامعه توحیدی، درگرو برپایی عدالت و نابودی ظلم و  فساد است و در ایین اسلام، آراسته بودن مردم به زیور علم و تقوا، موجب رستگاری آنها  در دو جهان می شود.

در اسلام، محور وجود، «انسانِ کامل» است که خلیفة الله (جانشین خداوند) است؛ یعنی  شأن و منزلت انسان کامل، در این مقام، با شأن و منزلت خداوند، یکی است.

در بینش مسلمانان (خصوصاً شیعیان)، بنیان گذار جامعه آرمانی اسلام، امام مهدی (ع) یا آخرین امام از خاندان پیامبر(ص) است که اکنون غایب است. وی با اراده و کمک  خداوند، آشکار می شود و قیام می کند و ستم و جهل و فقر را از جهان، ریشه کن می سازد  و با گسترش آگاهی و عدالت، حکومت واحد جهانی را تشکیل خواهد داد و با رفع فقر و  تبعیض و دیگر موانع تعلیم و تربیت و تعالی و توسعه، زمینه را برای رسیدن جهانیان به  سعادت حقیقی، فراهم خواهد ساخت.3

پیامبر(ص) در حدیثی می فرماید: «خُلفا و جانشینان من، بعد از من، دوازده نفرند که  اوّل آنها علی و آخر آنها فرزندم مهدی است. وی زمین را با نور خداوند، روشن خواهد  کرد و حکومت او در تمام زمین، در شرق و غرب، گسترش خواهد یافت».4

امام علی(ع) در «نهج البلاغه» در توصیف روزگار مهدی(ع) و مردمان شهر موعود اسلام  می گوید: «هر صبح و شام، جام حکمت می نوشند».5 بدین معنا که آرمان شهر اسلام، شهر  عقل و آگاهی است.

آرمان شهر از دیدگاه سوسیالیزم جدید (کمونیزم)

نظریه پرداز سوسیالیزم جدید، شخصی به نام کارل مارکس (1818ـ1883م) فیلسوف و  اقتصاددان آلمانی است . حرفه اوّلیه وی، روزنامه نگاری بود. سپس به فراگیری فلسفه  و اقتصاد روی آورد. وی با ارائه نظریه کمونیسم، به مخالفت با نظام سرمایه داری  برخاست.

در نظام کمونیستی، هر گونه امتیاز و تفاوت برای افراد جامعه، ممنوع است و همه مردم،  از شرایط مساوی و حقوق یکسان برخوردارند و مالکیت خصوصی وجود ندارد. در حقیقت،  کمونیزم، یعنی بازگشت به دوران آرمانی ابتدایی بشر که در آن، اثری از مالکیت خصوصی  و استثمار نبود و انسان های اوّلیه در کنار یکدیگر، زندگی مسالمت آمیزی داشتند.

آرمان بازگشت مجدّد به دوران باستان یا کمونیزم، در سال 1940م، به شکل عملی درآمد و  نظام سیاسی برخی از کشورها از جمله شوروی ( و سپس: چین، یوگوسلاوی، کوبا، کره  شمالی، آلمان شرقی، آلبانی، رومانی و...) بر اساس نظریه بنیان گذاران کمونیزم (مارکس و انگلس) تغییر یافت.

حکومت اتّحاد جماهیر شوروی، پس از سال ها تبعیت از نظام کمونیستی (و نفی خدا و دین  و فطرت و مالکیت خصوصی و روح و معنویت و معاد)، فرو پاشید و این نظریه در جهان، با  شکست رو  به  رو شد.

آرمان شهر از دیدگاه دیگر فلاسفه غرب

بیشتر متفکّران و فلاسفه غربی، راه رسین به سعادت و صلح و امنیت را با تشکیل حکومت  واحد جهانی، میسّر دانسته اند. آنان معتقد بوده و هستند که با وحدت ملل مختلف و  داشتن منافع مشترک برای همه مردم جهان، دلیلی برای جنگ و نزاع، باقی نمی مانَد و  جهان می تواند به جامعه آرمانی برسد. از جمله این فلاسفه می توان به این افراد،  اشاره کرد:

توماس مور (1478ـ1535م)

وی فیلسوف، سیاستمدار و حقوقدان انگلیسی است که از پیشگامان نظریه آرمان شهری در  غرب است. مور، در رساله ادبی خود به نام «آرمان شهر»، به توصیف جزیره ای آرمانی و  امن پرداخته که همه ساکنان این جزیره که در 54 شهر بزرگ و زیبا زندگی می کنند،  دارای زبان و قوانین و آداب و رسوم مشترک هستند. توزیع منابع در همه شهرها یکسان  است، مالکیت خصوصی از میان رفته است، فقر و فلاکت، از جامعه رخت بربسته و پیروان  همه ادیان مختلف، در کنار یکدیگر، بدون هیچ تعصّبی در صلح و آرامش زندگی می کنند.

آناکارسیس کلوتس (Anacharsis _ Cloots)

وی در آغاز انقلاب فرانسه، خود را سخنگوی بشر خواند و نقشه رسیدن به جامعه آرمانی  را مطرح کرد. او معتقد بود که آمیزش همه ملّت های جهان با یکدیگر و تشکیل «ملّت  واحد»، راهی است به سوی سعادت آرمانی.

توماس کامپانلا

وی که نمونه بارز نظریه پرداز آرمان شهر است، در کتاب «شهر آفتاب» خود، معتقد است  که بشر، از طریق اصلاح نژاد، با روش پیشگیری از به دنیا آمدن افراد شرورِ مادرزاد و  تشکیل ملّت واحد و رسیدن به وحدت سیاسی، به جامعه آرمانی دست می یابد.

فرانسیس بیکن (1561ـ1626م)

وی بزرگ ترین فیلسوف و متفکّر انگلیسی، بین قرن شانزده و هفده میلادی است که خواهان  اصلاح زندگی از طریق گسترش علم و دانش و پرهیز از خرافات بود. وی عقل و حکمت و دین  را امری لازم برای پیشرفت زندگی بشر می دانست و در کتاب «آتلانتیس نوین»، از  آرمان شهری سخن گفته که در آن، عدالت و تقوا حاکم است. این فیلسوف، اعتقاد داشت که  عدالت و پارسایی و دانش و حکمت و سلطه یافتن انسان  بر طبیعت، امکان رسیدن به سعادت  و خوش بختی را برای همگان فراهم می کند.

فرانسیس فوکویاما

از فلاسفه سیاسی قرن حاضر در امریکاست. وی در نظریه خود، ادّعا کرده که  لیبرالدموکراسی،6 آخرین و بهترین شکل دولت برای همه ملل جهان است و جهانی شدنِ این  حکومت، پایان تاریخ بشر خواهد بود. نظریه پردازِ «پایانِ تاریخ» معتقد است که به  دلیل فقدان جایگزین های معتبر، پس از شکست کمونیزم، نظام لیبرال دموکراسی، صورت  نهایی و عامّ تاریخ بشر خواهد بود.7

وی مدّعی است که نظام دموکراسی لیبرال، هر چند دارای مشکلات و نقصان است، بر دیگر  نظام های سیاسی جهان، برتری خواهد یافت. به اعتقاد او، ملّت ها، به دلیل تفاوت  فرهنگ در حوزه زبان و دین و قومیت، در مقابل این نوع حکومت، مقاومت خواهند کرد؛  امّا سرانجام، آن را خواهند پذیرفت.

نظریه فوکویاما از طرف برخی جنبش های فکری، از جمله روشن فکران مسلمان، مردود شمرده  شد. وی پس از واقعه یازده سپتامبر، مجبور شد در نظریه خود تجدید نظر کند. او به ضعف  الگوی مورد نظر خود، اعتراف کرد؛ امّا با وجود این، همه گونه های دیگرِ حکومت در  جهان معاصر را ارتجاعی خواند.

فیلسوفان نومید

امّا در مقابل نظر این اندیشمندان، برخی از صاحب نظران، از دستیابی به جهانی  آرمانی، مایوس هستند. «گرت جونز»، در کتاب خود می نویسد: «هیچ گاه به جهانی دست  نخواهیم یافت که بیماری، پیری و مرگ از آن رخت بر بسته باشد، یا در آن، زلزله و  بلاهای طبیعی نباشد... هر کسی که از ناکجاآبادی سخن بگوید که در آن، همه چیز در  گلشن دوست داشتنی است، فقط رؤیا می پرورد».8

پی نوشت ها:

1.برخی نام های دیگر این جامعه آرمانی در ادبیات ما و جهان، عبارت اند از: شهر  آفتاب، جزیره خضرا، جابُلقا، جابُلسا، آتلانتیس (Atlantic)، شهر موعود، مدینه،  اورفالیس، مدینه کامله. در عالم اسلام، فیلسوفانی چون: ابو نصر فارابی (م339ق) در  کتاب های: «سیاست مَدَنیه» و «آراء أهل المدینة الفاضله» و «تحصیل السّعادة» و ابن  مُسکویه رازی (م421ق) در کتاب های: «جاویدانخرد» و «ترتیب السّعادات» و ابن باجه  اندلسی (م532ق) در کتاب: «تدبیر المتوحّد» و دکتر علی شریعتی در کتاب: «امّت و  امامت»، به نظریه پردازی در این موضوع پرداخته اند. (بخش علمی)

2.هبوط:

3.در این باره، ر.ک: جهانی شدن دین: فرصت ها و چالش ها، ص420.

4.ینابیع المودّة، ص477.

5.فلسفه تاریخ، مرتضی مطهری، ج1، ص253.

6. لیبرالدموکراسی: دموکراسی ای که تبعیت محض از خواست شهروندان دارد؛ دموکراسی  اِباحه گرا (بی قید).

7. جهانی شدن و دین: فرصت ها و چالش ها، ص91ـ92.

8. ماکجاآباد: مسائل امروز در عصر جهانی، ص15.

منابع:

1.سیاست مَدَنیه، ابو نصر فارابی، مترجم: سید جعفر سجّادی، وزارت فرهنگ و ارشاد  اسلامی، 1371.

2. فلسفه تاریخ، مرتضی مطهری، تهران: صدرا، 1370.

3. مدینه فاضله به تصوّر غربی ها، از دائرة المعارف امریکا، مترجم: محمود شهیدزاده  ماهانی؟؟؟

4. ماکجاآباد: مسائل امروز در عصر جهانی، گِرت جونز، مترجم: عبد الحسین آذرنگ،  تهران: سخن، 1384.

5. «آرمان شهر از دیدگاه غربیان»:www.alfabetmaxima.com

6. حکمت آرمانی و نظام شناخت عقلانی سیاست، مظفّر نامدار طالشانی، وزارت علوم و  تحقیقات و فناوری: گروه تحقیقات سیاسی علوم (پایان نامه دکتری)، 1385.

7. آرمان شهر در تاریخ اندیشه غرب، فردریک روویون، مترجم: عبّاس باقری، تهران: نی، 1385.

8. مهدی(ع) آخرین سفیر انقلاب، ذبیح الله محسنی کبیر، تهران: دانشوران، 1376.

9. جهانی شدن و دین: فرصت ها و چالش ها (مجموعه مقالات چهارمین کنگره دین پژوهان)،  محمّد جواد صاحبی، احیاگران، 1382.

 نویسنده : هما آقا جعفری

    چاپ در مجله حدیث زندگی شماره پنجم آذر و دی 1386