بهار
۱۳٩۱/٤/٤
سفرنامه ناصر خسرو قبادیانی شرح بیت المقدس در قرن پنجم هجری ... نظرات() 

خامس رمضان سَنه  ی ثَمان و ثَلثین و اَربَعماِئَه در بَیتُ المَقدَس شدیم . یک سال شمسی بود که از خانه بیرون آمده بودم و مادام در سفر بوده، که به هیچ جای مُقامی و آسایشی تمام نیافته بودیم.

بیت المقدِس را اهل شام و آن طرفها قُدس گویند ،واز اهل آن ولایات کسی که به حج نتواند رفتن در همان موسم به قدس حاضر شود و به موقف بایستد و قربانی کند ،چنانکه عادت است .و سال باشد که زیادت از بیست هزار خلق در اوایل ماه ذی الحجه آنجا حاضر شوند ...

سواد و رُستاق بیت المقدِس همه کوهستان است ، همه کشاورزی و درخت زیتون و انجیر و غیره تمامت بی آب است و نعمت ها فراوان و ارزان باشد.و کدخدایان باشند که هر یک پنجاه هزار من روغن زیتون در چاهها و حوض ها پر کنند واز آنجا به اطراف عالم برند .و گویند به زمین شام قحط نبوده است ، و از اثقات شنیدم که : پیغمبر علیه السلام و الصلواة ، را به خواب دید یکی از بزرگان که گفتی : « یاپیغمبر خدا ما را در معیشت یاری کن » .پیغمبر علیه السلام در جواب گفتی « نان و زیت شام برمن» .اکنون صفتِ شهرِ بیت المقدس کنم:

شهری است بر سر کوهی نهاده و آب نیست مگر از باران ،و به رستاق ها چشمه های آب است ، اما به شهر نیست . چه شهر بر سر سنگ نهاده است .وشهری بزرگ است که آنوقت که دیدیم بیست هزار مرد در وی بودند و بازارهای نیکو و بناهای عالی. و همه ی زمین شه به تخته سنگ ها فرش انداخنه ، هر کجا کوه بوده است و بلندی ،بریده اند و هموار کرده ، چنانکه چون باران بارد همه ی زمین پاکیزه شسته شود . و در آن شهرصُنٌاع بسیارند ،و هر گروهی را رَسته ای جدا باشد . و جامع آن مشرقی است و بارویِ مشرقیِ شهر بارویِ جامع است . چون از جامع بگذری صحرایی بزرگ است ، عظیم هموار ، و آن را ساهِرَه گویند ، و گویند که دشت قیامت آن خواهد بود . و حشر مردم  آنجا خواهند کرد .بدین سبب خلقِ بسیار از اطراف عالم بدانجا آمده اند و مقام ساخته اند ،تا در آن شهر وفات یابند و چون وعده حق ، سُبحانَه و تعالی ،در رسد به میعادگاه حاضرباشند .خدایا در آن روز پناه بندگان تو باش وعفو تو.آمین یا رب العالمین ...

و همه ی پشت بام ها به اَرزیز اندوده باشد و درزمین مسجد حوض ها و آبگیرها بسیار است ، در زمین بریده ،چه مسجد به یکباره بر سر سنگ است ،چنانکه هر چند باران ببارد هیچ آب بیرون نرود و تلف نشود همه در آبگیرها رود ومردم بر می دارند . و ناودان ها از اَرزیز ساخته که آب  بدان فرو آیدوحوض های سنگین در زیرناودان نهاده،سوراخی در زیر آن ،که آب از آن سوراخ  به مَجری رود و به حوض رسد ، ملوث ناشده ، و آسیب به وی نارسیده.

و در سه فرسنگی شهر آبگیری دیدم عظیم که آبها که از کوه فرو آید در آنجا جمع شود و آن را راه ساخته اند که به جامع شهر رود. و در همه ی شهرفراخی آب در جامع باشد .امٌا در همه ی سراها حوض های آب باشد از آب باران ، که آنجا جز آب باران نیست ، و هر کس آب بام خود گیرد .و گرمابه ها و هر چه باشد همه ازآب باران باشد و این حوض ها که در جامع است هرگز محتاج عمارت نباشد که سنگ خاره است و اگر شقٌی یا سوراخی بوده باشد چنان محکم کرده اند که هرگز خراب نشود .و چنین گفتند
که این را سلیمان عَلیه ِالسٌلام ،کرده است .و سر حوض ها چنان است که چون تنوری و سرچاهی سنگین ساخته است بر سر هر حوضی تا هیچ چیز در آن نیفتد . و آب آن شهر از همه ی آب ها خوشتر است و پاکتر .و اگر اندک بارانی ببارد تا دو سه روز از ناودان ها آب می دود ، چنانکه هوا صافی شود و ابر نماند هنوز قطرات با ران همی چکد.

 

 منبع: ره آورد سفر(گزیده سفرنامه ناصر خسرو)تصحیح وتوضیح از دکتر محمد دبیر سیاقی،انتشارات سخن،چاپ اول