بهار
۱۳٩۱/۱٠/۱٦
سفرنامه عتبات عالیات ... نظرات() 

                                                                                     

 

در مرداد ماه سال 1390 من و همسرم تصمیم گرفتیم سفری به کشور عراق و زیارت عتبات عالیات داشته باشیم . جهت ثبت نام به هردفتر زیارتی مراجعه کردیم گفتند برای سفر هوایی حدود6 تا 8 ماه باید منتظر باشیم بنابراین بعد از بازشدن سایت اداره حج و زیارت ثبت نام کردیم که به صورت زمینی به کشور عراق سفر کنیم واز زمان ثبت نام تا رفتن به سفر 20 روزی طول کشید و ما جزء اولین کاروان هایی بودیم که راهی زیارت عتبات عالیات می شدیم .

 روزحرکت                                                                                                                            

یکشنبه 13/6/1390

ما ساعت 11 صبح از پایانه غرب(‌آزادی )‌با کاروان زیارتی ثمین همراه شدیم، کاروان ما دو اتوبوس وشامل هفتاد نفر بود و در بین زائران همه افشار جامعه بودند  . من اضطراب زیادی داشتم چون ً‌شنیده بودم کشورعراق امنیت ندارد اما با توکل  به خدا امیدوار بودم حادثه ای پیش نیاید. حدود ساعت 30/13 بود که به شهر قم رسیدیم  و نماز ظهر و عصر را در آنجا خواندیم ، در مسیر از شهرهای اراک ،‌ملایر ، نهاوند،کرمانشاه و ایلام عبور کردیم بعد از خواندن نماز و صرف ناهار از ایلام به سوی شهرستان مهران حرکت کردیم ،‌تقریبا ساعت 30/2بامداد بود که وارد شهرستان مهران شدیم در این شهـــــر منازل شخصی ، کارویژه ی ((زائر سرا)‌)  را نیز پیدا کرده اند ،‌طرح خوبی است هم برای مردم منطقه ایجاد اشتغال و در آمد کرده است هم زائران استراحت مختصری می کنند . مدیر کاروان ما آقای دشوارگر دو خانه از قبل اجاره کرده بود خانه ای برای آقایان و خانه دیگر برای خانمها ، یس از مشخص شدن مکان استراحت آقایان خیلی زود خوابیدند ولی خانمها ،در آنجااحساس راحتی نمی کردند. یکی می گفت :« من باید حتماً در رختخواب خودم بخوابم به آقای دشوارگر بگویید اجازه دهند از ماشین ساک ها را بیاوریم » دیگـــــری می گفت :« اینجاه حشره دارد و ....» در صورتی که قبلاً به همه زائران گفته بودنداگر ساک  ها را از ماشین ها ییاده کنیم و دوباره بار بزنیم زمان را از دست داده و برای عبور ازمرز دیر خواهد شد . بعد از گذشت 2 ساعت و نزدیک شدن به اذان صبح  بالاخره خانم هاتصمیم گرفتندنمازبخوانند و بخوابند بعد از 2 ساعت خواب حدود ساعت 7 صبح آقایان بیدار شده و به خانمها اطلاع دادند که باید زودتر بیدار شوند.  بعد از صرف صبحانه به سمت پل گاوی رفتیم و پس ازکنترل پاسپورت ها در مرز ایران به سمت نقطه صفر مرزی حرکت کردیم هوا گرم بود و من تحمل گرما را نداشتم اما به شوق زیارت امام حسین (ع)، همه چیز قابل تحمل  می شد  . بعضی از افرادکاروان ما به صورت گروهی  شامل چند خانواده  ثبت نام کرده بودند و همه جا با هم حرکت می کردند. بعضی هاهم به تنهایی سفر می کردند .بعضی از زائران برای چندمین بار بود که سفر می کردند وبعضی ها مثل من و همسرم اولین بار بود که به زیارت می رفتند  بالاخره بعد ازگذشت چند ساعت وارد سالن ترانزیت شدیم خیی شلوغ بود و هر مدیرکاروان افراد کاروان خود را  جمع کرده وتوضیح می داد بعد از مهر خوردن پاسپورت که باید  در کدام محل  منتظر باشیم تا دیگران هم بیایندو مداح کاروان آقای محمودی نیز هر از گاهی روضه خوانی می کرد .

 در  آن نقطه  وقت زیادی صرف شد . سرانجام حدود ساعت30/12 بعد از ظهر عازم نجف اشرف شدیم ، نماز ظهر و عصر را در نقطه صفر مرزی خواندیم البته لازم به ذکر است در نقطه صفر مرزی در خاک عراق ، یک مامور عراقی ، به عنوان راهنما و 3 مامورعراقی هم با ماشین جیپ در کنار اتوبوس به عنوان اسکورت حرکت می کردند و هر 6دستگاه اتوبوس همزمان با هم به سوی نجف به راه افتادند از شهرهای مختلفی عبور کردیم . جاده  ی خراب و پر دست انداز ی بود ، شهرها  ی  کشور عراق اکثراً ویران و کثیف بود ،‌ناهار  را حدود ساعت سه بعد از ظهر در مسیر  حرکت صرف کردیم  و حدود ساعت 7 روز دوشنبه 14شهریور وارد هتل شدیم ، هتل ما به حرم حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام نزدیک بود و قرار بود برای نماز مغرب و عشا به حرم برویم ،‌همه ما بی صبرانه منتظر دیدار و زیارت حرم حضرت امیر بودیم   زائران یکدیگر را سرزنش می کردندکه چرا زودتر آماده نمی شوند ، چون امکان داشت نماز شروع  شود وما به آن نرسیم. درکاروان خانم مسنی بود که با ویلچر حرکت می کرد و همراه با دختر ها و پسرها و نوه های خود که تقریبا 18 نفری بودند همیشه با هم حرکت می کردند و ما معمولاً منتظرآنها می ماندیم به هر ترتیبی بود به  حرم  رفتیم . شکوه و جلال حرم حضرت امیر واقعاً  غیر قابل وصف بود ناخود آگاه اشک از چشمانم سرازیر  شد بعد ازخواندن نماز و زیارت نامه به دلیل خستگی زائران،  مدیر و مداح کاروان توصیه کردند زودتربه هتل مراجعه  واستراحت کنیم تا برای فردا آماده شویم.   

روز سه شنبه15/6/1390

ساعت هشت صبح برای بازدید مسجد سهله حرکت کردیم ،‌مسجد سهله از مساجد خیلی قدیمی  است پس از تحویل موبایل و دوربین و بازدید بدنی وارد مسجد شدیم تا حدود ساعت 30/13 اعمال مسجد طول کشید در مقام انبیاء صالحان ، مقام ابراهیم ،‌مقام ادریس ،‌مقام صاحب الزمان ،‌مقام زین العابدین ، مقام امام صادق ،و حضرت خضر و نماز و دعاخواندیم. هوا خیلی گرم وآفتاب سوزان بود . بعد از اتمام اعمال از مسجد صعصه ابن صوحان و زید ابن صوحان هم بازدید کردیم و این مسجد به نام 2 تن  ازیاران حضرت علی که دو برادر هم بودند نامیده می شود که دارای درجات علمی  بی نظیری بود ه اند . حدود ساعت 15 به هتل باز گشتیم و بعد ازصرف ناهار  و اندکی استراحت   به سمت وادی السلام حرکت کردیم ومدیر کاروان می گفت : ((وادی السلام جزء برنامه زیارتی نیست هرکس مایل نیست  می تواند نیا ید زیرا در این قبرستان ،‌قبور کشته شدگان 8 سال جنگ تحمیلی ایران و عراق نیز وجوددارد و ممکن بود خانواده های آنها به سمت ما ایرانی ها حمله کنند در نتیجه بایدخیلی سریع به زیارت مرقد حضرت هود و حضرت صالح و کمیل ابن زیاد نخعی از یاران حضرت علی (‌ع ) برویم بعد از زیارت و خواندن نماز از قبرستان خارج شویم  )) 2 ساعتی طول کشید که به هتل بازگشتیم و تابرای نماز مغرب و عشاو حرکت به سمت حرم حضرت امیر آماده  شویم  و بعد از خواندن  نماز مغرب و عشاء ،‌دعای توسل خوانده شد .در بالای سرمقبره حضرت امیر ،‌قبور مطهر  حضرت آدم  و حضرت نوح را نیز زیارت کرده و جهت صرف شام و استراحت به هتل باز گشتیم. 


                                                                       
                                                        

                                                                                   آرامگاه علی بن ابی‌طالب در نجف

روز چهارشنبه16/6/1390

                                                                                                         

بعد از صرف صبحانه به سوی مسجد کوفه رفتیم نماز و عبادت در مسجد کوفه انجام شد و این مسجد ده مقام دارد وهر مقام  منسوب به یکی ازانبیاء‌عظام و یا ائمه اطهار است که اعمال مستحبی برای آن مکان ها نقل شده است1- مقام حضرت ابراهیم 2- مقام حضرت خضر 3- دکه القضاء ( جایی که حضرت علی در مسجدکوفـــه می نشستند و قضاوت می کردند   ) 4- بیت الطشت (‌نحلی که یکی ازمعجزات امام علی در این مکان برهمگان آشکار شد ) 6- دکه المعراج ( مکانی که حضرت محمد از خداوند رخصت طلبید و در این مکان فرود آمد .)7- مقام حضرت آدم ( مکانی که توفیق توبه به حضرت آدم داده شد 8- مقام حضرت جبرئیل ( در این مکان حضرت ابراهیم وامام حسن نماز خوانده اند 9- مقام امام سجاد ( امام سجاد در این مکان عبادت می نموده است )‌10- مقام حضرت نوح یا دکه ( باب )‌امیر المومنین نیز خوانده می شود وصفه ای بود که از آن دری به خانه حضرت امیر المومنین باز می شد و در همه این مقامها نماز خواندیم و به زیارت محراب حضرت امیر المومنین رفتیم و محراب دیگری به نام نافله در کنارمحراب حضرت امیر وجود داشت .در اینکه کدام این دو محراب محل شهادت حضرت امیرالمومنین است  اختلاف وجود دارد بنابراین برای احتیاط اعمال محراب را در هر دو مکان به جا آوردیم 12- مقام حضرت صادق که  نزدیک به مرقد مسلم ابن عقیل است و بعدازخواندن نماز زیارت مقام ، مرقد مسلم ابن عقیل را نیز زیارت کرده و در کنار مرقدشریف مسلم ابن عقیل ، مرقد مختار ابن ابی عبیده ثقفی قراردارد بعد از عرض ادب به مرقد ایشان برای زیارت  مرقد هانی ابن عروه که از یاران امیر المومنین بود رفتیم . بعداز آن از خانه امام علی ( ع ) که البته باز سازی شده بود دیدن کریم و 2 رکعت هم نمازخواندیم . خانه کوچک و زائر زیاد بود و هر کس سعی می کرد زودتر وارد خانه شود وزیارت کند ولی انگار کسی قصد خروج از خانه را نداشت و خدمه آنجا با خواهش از زوارمی خواستند که منزل را ترک تا دیگران نیز زیارت کنند بعد از خروج از خانه حضرت علی(‌ع ) و خواندن نماز ظهر و عصر در مسجد کوفه به سمت بیرون مسجد و به سمت مرقد میثم ابن یحیی التمار رفتیم که از اصحاب خاص امیر مومنان بود و بعد از عرض ادب به ایشان مدیر کاروان زائرین را دعوت نمودندتا در مکانی نشسته و سر شماری کنند که کسی جا نماند و طبق معمول ما منتظر مادر برزگ کاروان و نوه هایش بودیم بعد از سر شماری ، تعداددرست بود سوار ماشین شدیم و به سمت هتل حرکت کردیم هواخیلی گرم و احساس عطش شدیدی داشتم حدود ساعت 3 بعد از ظهر وارد هتل شدیم و بعد از صرف غذا و استراحت ، برای خرید همراه همسرم به بازار  رفتیم.در آنجا اقشار مختلفی را دیدیم که برای خرید آمده بودند .البته اکثر آنها ایرانی بودند. بعد از کمی خرید از بازار نجف که شامل پارچه و سجاده بود به  هتل باز گشتیم تا جهت مشرف شدن به حرم حضرت علی و اقامه نماز مغرب و عشاء آماده ‌شویم خیلی دلگیر بود شب وداع با حضرت علی بود که شوق دیدار کربلای معلاء این غم را کاهش می داد . نماز مغرب و عشاء خوانده شد. هر کس باامام خود آن طور که می خواست نجوا می کرد تا زمان خواندن دعای وداع رسید همه چشم هاگریان بود برای من خیلی زود گدشته بود. با قلبی آرام و سبک از حرم خارج شدم کسی دربین راه حرم تا هتل  حرفی نمی زد انگار کسی دوست نداشت دیگری را درخلوت خود راه دهد به هتل رسیدیم اعلام کردند ساک ها راآماده و بعد از نماز صبح تحویل مدیر کاروان دهند تا بعد از صرف صبحانه عازم کربلا شدیم بعد از رفتن  به اتاق شروع کردم به بستن ساک ها و دائم با خودفکر می کردم چند روزی که در نجف بودیم چه زود گذشت و اصلاً احساس غربت نمی کردم .

روز پنج شنبه17/6/1390
 

بعد از سرشماری و صرف صبحانه و عوض شدن مامور قبلی عراقی ، مامور جدیدی از لحظه حرکت به سوی کربلاهمراه ما شد همگی سوار شدیم در کاروان دختری 6 ساله به نام سارا بود که همراه باپدرو مادرش و مادربزرگش همسفر مان بودند و هرجا که می رفتیم اکثر افراد چه ایرانی و چه عراقی از او خوششان می آمد و اورا عروسک صدا می کردند زیرا موهای بلندداشت وزال بود و دائم حواسش به مادربرزگش بود و می گفت مادر بزرگ جانمانی که گم می شوی به هر ترتیبی بود سوار شدیم و به طرف کربلا حرکت کردیم قلبم به تپش افتاده بودداشتم به آرزویم که زیارت امام حسین ( ع ) بود می رسیدم هرچه به کربلا نزدیک  تر می شدیم تعداد مامورین عراقی و ایست بازرسی ها بیشتر می شد بعد از عبور از عوارضی سیطره که در ورودی شهر کربلا است ،  به سمت هتلی که از قبل در نظر گرفته بودند،  حرکت کردیم . در زمان حرکت به سوی هتل از مقابل حرم امام حسین ( ع ) عبور کردیم همگی صلوات فرستادیم  و اشک شوق از چشم اکثر زائران جاری شد بعد ازرسیدن به هتل ساک ها را تحویل گرفتیم و وارد لابی هتل شدیم ومنتظر ماندیم تا اتاق هایمان مشخص شود . هتل کربلا به مراتب تمیز تر و بهتر از هتل نجف بود . بعد از جابجایی ساک هایمان و خواندن نماز ظهر و عصر برای صرف ناهار به رستوران هتل رفتیم بعد از استراحت کوتاه عازم زیارت حرم امام حسین ( ع )شدیم قلبم از شوق  به شدت  می زدو می خواستم هر چه زودتر به حرم برسم . شب جمعه بود و دعای کمیل قرار بود خوانده شود حرم خیلی شلوغ بود بعد از کلی راه رفتن در داخل حرم جای کوچکی برای افراد کاروان باز شد تا نماز را به جماعت بخوانند وخود را برای خواندن دعای کمیل آماده نمایند . حرم هرلحظه شلوغ تر می شد زیرا روزهای پنجشنبه از تمامی شهرهای مجاور کربلا عراقی ها خود را به حرم امام حسین  (ع) می رسانند به همین دلیل حرم خیلی شلوغ بود .
شوق امام حسین همه زوارش را به گریه می انداخت و همه اشک می ریختند  .    به هر ترتیبی بود خود را به ضریح شش گوشه امام حسین (ع) که حضرت علی اکبر و حضرت علی اصغر که در طرفین مرقد مطهر ایشان قراردارند که البته همه با یک ضریح پوشیده شده است ، رساندم از فشار جمعیت حال بد ی داشتم وزود از ضریح جدا شدم و با فاصله کمی ازضریح شروع کردم به خواندن زیارت نامه و بعداز آن با سایر خانم های کاروان به  زیارت مرقد سید ابراهیم مجاب فرزند سید محمد عابد پسر امام موسی ابن جعفر (ع) که در واقع نوه امام موسی کاظم (ع ) است رفتیم . ضریح ایشان از از جنس برنز است و  بعد از خواندن زیارت نامه به سمت  مرقد حبیب ابن مظاهر اسدی کندی که از اصحاب ییامبر و حضرت علی بود و از شهدای . مرقد ایشان با ضریح نقره ای پوشیده شده است پس از زیارت به سمت قتل گاه رفتیم این مکان واقعاً‌حزن انگیز است و در محل گودی قتل گاه سنگی به همراه شبکه های فلزی که با لامپ قرمز رنگ مشخص شده قرارداده اند بعد از آن به سمت ضریح شهدا ‌کربلا حرکت کردم که همگی را قبیله بنی اسد به صورت دسته جمعی داخل گودال دفن نمودند و اکنون ضریحی بر روی قبر پاک آنها قرار دارد که اسامی شهدا برروی آن نوشته شده و بیش از صد نفر ند . بعد از ادای احترام و خواندن دو رکعت نمازاز حرم امام حسین (ع )خارج شدیم و به سمت حرم حضرت عباس(ع )‌حرکت کردیم برای رسیدن به حرم ایشان باید از بین الحرمین عبور می کردیم . مردم زیادی برای زیارت آمده بودند و برروی حصیرهایی که در بین الحرمین پهن شده بود خوابیده بودند زیرا تقریباً ساعات پایانی شب بود و لازم به ذکر است که اکثر آنها عرب بودند که از شهرهای مجاورآمده بودند .بعد  از بین الحرمین و انجام بازرسی در درب ورودی وارد حرم حضرت عباس ( ع ) شدیم ، چه شوکت و جلالی داشت حضرت عباس و ناخودآگاه همه اشک می ریختند البته اشک شوق از اینکه سعادت زیارت ایشان نصیبمان شده بود ، بعد از خواندن زیارت نامه و دو رکعت نماز به زیارت ضریح  رفتیم. ساعات پایانی شب بود وقریباً حرم خلوت شده بود و به راحتی می توانستیم زیارت کنیم بعد از زیارت ، مدیرکاراوان گفت همه خسته اند و بهتر است که به هتل بازگردیم و فردا صبح برای زیارت سایر اماکن مقدس بیاییم به هتل برگشتیم و بعد از صرف شام همه به اتاق هایمان رفتیم تا استراحت کنیم .

 

 

                                      

     
                                           

                                                        آرامگاه حسین بن علی, پسر دوم فاطمه

 

 روزجمعه 18/6/1390  

 

صبح زود قبل ازاذان صبح همگی بیدار شدیم و به زیارت  حرم امام حسین ( ع) رفتیم بعد از خواندن نمازصبح به جماعت و زیارت مجدد قبور شریف امام و شهدا و خواندن دعای ندبه به هتل برگشتیم و بعد از صرف صبحانه و ساعتی استراحت برای بازدید از خیمه گاه و تل زینبیه حرکت کردیم . ابتدا به سمت خیمه گاه رفتیم مکانی بود که در آنجا مقام های به نام خیمه حضرت ابوالفضل و خیمه امام حسین ( ع) و ... قرار داشت که پس از زیارت وخواندن دو رکعت نماز به سمت تل زینبیه رفتیم . تل زینبیه مکانی بود که بر بلندی قرارداشت و حضرت زینب (س) از آنجا میدان جنگ را نظاره می کردند و امروزه تل زینبیه به طور اساسی تعمیر و بازسازی شده است . بعد ازخواندن نماز و زیارت نامه به سمت حرم حضرت ابوالفضل ( ع) رفتیم ابتدا به سمت کف الیمنی ( مقام دست راست)‌جایی که دست راست حضرت را قطع نمودند و میان باب دخان و باب بغداد که در انتهای بازار کربلا است قراردارد و ضریح کوچکی به دیوار آن نصب گردیده و کاشی کاری شده است در هنگام حرکت به سمت کف الیمنی و عبور از بازار توجهم به کابل های برق که به فاصله کمی از بالای سرمان رد شده بود جلب شد مانند تارعنکبوت بپیچیده و هیچ نظم خاصی نداشت و هرلحظه  فکر می کردم ممکن است پاره شوند و برروی مردم بیفتند . شهر های عراق چندان پیشرفت نکرده اند، بعد اززیارت کف الیمنی به سمت کف الایسر ( مقام دست چپ )‌حرکت کردیم و موقعی که قمر بنی هاشم مشک آب را به دست چپ گرفته بودند شخص ظالمی دست چپ ایشان را از بدن جدانمودند با این حال تمام ایشان امیدوار بودند که مشک آب را به خیمه ها برساند . بعداز زیارت به سمت حرم آقا ابوالفضل ( ع) حرکت کردیم بعد از خواندن زیارت نامه وزیارت مرقد شریف آماده اقامه نماز ظهر و عصر  به  حرم امام حسین (ع) رفتیم .بعد از خواندن نماز به هتل باز گشتیم و بعد از صرف ناهار و استراحت برای بازدید از شط فرات و باغی که مشهور بود امام صادق ( ع) و امام زمان ( ع ) در آن باغ نماز خوانده اند حرکت کردیم بعد از بازدید از مکانهای یاد شدهبرای خرید به بازار رفتیم دو ساعت زمان برای خرید به ما دادند بعد از کمی خرید و جمع شدن همه زائرین کاروان به  هتل بازگشتیم  بعد از استراحت و نظم و ترتیب دادن به اشیا ‌خریداری شده به همراه همسرم مجدداً برای زیارت به حرم امام حسین ( ع) رفتیم بعد ازخواندن نمازمغرب و عشاء به سمت بین الحرمین رفتیم . در این مکان عکاس هایی بودند که عکس یادگاری می گرفتند من وهمسرم در کنار حرم امام حسین ( ع) و حرم حضرت ابوالفضل ( ع) عکس  گرفتیم و به سمت حرم حضرت ابوالفضل( ع) رفتیم و بعد از زیارت و خواندن نماز زیارت ، به هتل برگشتیم و بعد از صرف شام برای استراحت به اتاق هایمان رفتیم . قبل از خواب تمام لحظاتی از مقابل چشمانم میگذشت و افسوس می خوردم که چه زود گذشت . مسئول کاروان قبل از شام گفته بود فردا( شنبه ) آخرین روز اقامتمان در کربلا است و وقت همه آزاد است ولی آخر شب جهت خواندن دعای وداع به حرمین شریف می رویم .  

روزشنبه 19/6/1390

در این روز من وهمسرم بیشتر وقت خود را صرف خواندن دعا‌و نماز و زیارت قبر های شریف گذراندیم ونماز ظهر را به جماعت خواندیم . بعد از صرف شام همراه با سایر افراد کاروان برای خواندن دعای وداع به سمت حرمین شریف حرکت کردیم . همه افــراد کاروان به نوعی ناراحت و غمگین بودند و این را می توانستم از دیدن چهره هایشان متوجه شوم . بعد از رسیدن به حرم و داخل شدن به صحن امام حسین ( ع) از  امام حسین (ع )وپس ازآن ، از حضرت ابوالفضل ( ع )  خواستم که مجدداً سعادت زیارتشان نصیبم شود بعد از خواندن دعای وداع با قلبی غمگین به  هتل باز گشتیم مدیر کاروان تاکید داشت که ساکها را از شب آماده کرده تا صبح بعد ازصرف صبحانه به سمت سامراء‌و کاظمین حرکت کنیم .

روز یکشنبه 19/6/1390

بعد از صرف صبحانه و تحویل ساک ها به مدیر کاروان و سرشماری همگی سوار ماشین شدیم واقعاً دل کندن از کربلا‌، سخت بود . حدود چهارساعت حرکت کردیم تا به سامرا‌رسیدیم مدیرکاروانمان تاکید کرد ، به دلیل ناامنی محله سامرا که ‌سنی نشین است به سرعت زیارت کنیم و محل را ترک کنیم.

در سامرا ‌مرقدمطهر امام حسن عسگری و امام هادی و همچنین حکیمه خاتون دختر امام جواد (  ع) و نرجس خاتون مادر امام زمان ( ع) قرارداردبه توصیه مدیر کاروان خیلی سریع زیارت نامه و نماز زیارت را خواندیم و به سوی سرداب غیبت امام زمان ( ع) رفتیم در آنجا نیز خیلی سریع دو رکعت نماز خواندیم و سوار ماشین شدیم . واقعاً فضای حرمین شریف حزن انگیر بود و مظلومیت این دو امام مظلوم کاملاًمشهود بود .

بعد از آن اتوبوس ها عازم کاظمین شدند تا آن شهر دو ساعت راه بود .در بین راه به فاصله ی کمی از هم تعدادی مامور به همراه تانک یاماشین جنگی در حال نگهبانی بودند و حال و هوای منطقه طوری بود که فکر می کردم واردمنطقه نظامی شده ایم و کمی وحشت کردم به هر حال وارد شهر کاظمین شدیم . شهری تمیزو مرتب بود به سمت حرم حرکت کردیم مرقد مطهر امام موسی کاظم ( ع ) و امام جواد (ع) در کاظمین قرار داشت بعد از خواندن زیارت نامه امامان شریف مشغول خواندن دعاجامعه کبیره شدم در کاظمین امنیت بیشتر بود و با آرامش همه اعمال زیارت را انجام دادیم و به سمت زیارت قبور علمای بزرگ شیعه 1- مزار شیخ مفید 2- مزار خواجه نصیرالدین طوسی 3- مقبره شیخ رضی رفتیم بعد از زیارت ، همگی در یکی از ایوانهای حرم جمع شدیم و همانند سایر کاروان ها مشغول خواندن نماز جماعت و بعد از آن صرف ناهار شدیم بعد از صرف ناهار دعای وداع را خواندیم و شهر بعدی بغداد بود دو ساعت ونیم زمان برد تا به بغداد رسیدیم و به هتلی که از قبل رزو شده بود رسیدیم. شهربغداد واقعاً تمیز و دیدنی بود و با همه شهرهای دیگر عراق متفاوت بود و همچنین هتلی را که برای اقامت در نظر گرفته بودند  بسیارمرتب و شیک بود . بعد از تحویل گرفتن اتاق ها و صرف شام ،در حالیکه همه خسته بودند به اتاقهای خود  رفتند.چون فردا صبح زود باید به وطن عزیزمان باز می گشتیم .

دوشنبه 20/6/1390
 

صبح بعد ازخواندن نماز و صرف صبحانه ، ماشین ها به سمت مرز حرکت کردند. تا مرز پنج ساعت راه پر از فراز و نشیب در جاده های آسفالت و خاکی را طی کردیم واقعاً خسته شده بودیم .بعد بازرسی ساک ها و چمدان ها و بعد از مهرزدن پاسپورت هایمان در خروجی کشور عراق وارد خاک ایران شدیم مجدداً‌مهر ورود به کشور ایران به پاسپورت هایمان خورد و واردکشور دوست داشتنی خودمان ایران شدیم با خودم فکر می کردم واقعاً هیچ کشوری مثل کشور ایران از لحاظ امنیت و زیبایی نیست .احساس خوبی داشتم  . از همان مسیری که برای رفتن به کشور عراق طی کرده بودیم ، باز گشتیم  تقریبا ساعت چهارصبح بود که به تهران رسیدیم . وارد ترمینال که شدیم اکثر خانواده های زائرین منتظرآنان بودند و بعد از پیاده شدن و مورد استقبال قرارگرفتن توسط اقوام  و خداحافظی با سایر اعضا کاروان ، به خانه بازگشتیم اکنون هر گاه به این سفر به یاد ماندنی فکر می کنم برایم ، مثل خواب و رویا است و امیدوارم که بار دیگر سعادت زیارت عتبات عالیات نصیب من و همسرم و تمامی دوستداران و آرزومندان شود .

     

 سفرنامه : شهزاد ارجمندی